خرید بک لینک
نرفته از نظرم ذوالجناح بر میگشت كه رفته رفته صدایت ضعیف تر میگشت ز بس كه بر بدنت زخم های كاری بود كه زخم ِ تازه اگر بود بی اثر میگشت در ازدحام حرامی و نیزه هایِ بلند شكافِ زخم ِ تنت باز و بازتر میگشت میان حلقه ی نامحرمان خودم دیدم كه شمر با سرت از قتلگاه بر میگشت غروب بود و ربابَت میانِ آتش و دود هنوز بین ِ مزاری پی ِ پسر میگشت موضوعات مرتبط: امام حسین(ع)، شب دهم

برچسب: نویسنده: کارن محمودی تاريخ: پنجشنبه 28 دی 1396 ساعت: 3:11

صفحه بندی